
در xa0انتظار xa0تو xa0نیستم xa0.... در xa0انتظار منم xa0 که با xa0تو xa0رفته است. ....
ادامه مطلب
در انتظار تو نیستم .... در انتظار منم که با تو رفته است. ....
ادامه مطلب
هر جای دنیا که به من فکر کنی .... من نزدیک ترین xa0پنجره خیره می شوم ..... ودر سکوتی xa0چند دقیقه ای. ... یک عمر تو را می بینم. ... هر جای دنیا که به من فکر کنی....xa0 من نزدیک ترین خاطره مان xa0می روم .... خاطره ی اولین دیدار امانم را xa0بریده. .. کاش میشد فردا ..... دوباره برای اولین xa0دیدار xa0می دیدمت. ... +xa0نوشته شده در xa0شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶ساعتxa020:26  توسطxa0pariaxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
بعد از نوشتن شعر ُ برگشتم سمت چهار راه آبرسان ُ کمی استرس داشتم یه جوری بودم ُxa0 موقع برگشتن گوشی پریا از دستش افتاد ُ کمکش نکردم که گوشی رو از رو زمین بردارم ( تنها باری که از خودم متنفر شدم ) شاید بخاطر اولین دیدار بود کهxa0قبلا تجربه نکر...
ادامه مطلب
اولین دیدار ُ 17 شهریور : زنگ زدم که میخوام بیام تبریز ُ باور نمی کرد ُ وقتی مطمئن شد ُ اونور خط جیغ بلندی کشید « یه لحظه یاد فیلم های سرخپوستی افتادم ». تو مسیر چند باری بهش زنگ زدم ُ سر از پا نمی شناخت « راستش و بخواهید من بیشتر » شب رو زنجان بودم ُ نزدیکای ظهر رسیدم به شهرشون . بله درسته شهر اولین ها ُ شهر بدون گدا ُ سر « ایران » یعنی تبریز « یاشاسین تبریز» . فردای اون روز عصر تماس گرفتم که...
ادامه مطلب
نقاشی ام xa0 بدک xa0نیست xa0اما. ..... ما نده ام xa0چگونه xa0انتظارت xa0را xa0بکشم ......
ادامه مطلب