پریا

متن مرتبط با «17 شهریور جمعه ی سیاه» در سایت پریا نوشته شده است

آرزو های محال

  • نیلوبلاگ

    برای آرزوهای محال خویش میگریماگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریمشب دل کندنت می پرسم آیا باز میگردی؟جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش میگریمنمی دانم چرا اما به قدری دوستت دارمکه از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریماگر جنگیده بودم، دستِکم حسرت نمی خوردمولی من بر شکست بی جدال خویش میگریمبه گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانندکه من چون شمع هرشب بر زوال خویش» میگریمنمیگریم برای عمر از کف رفتهام، امابه حال آرزوهای محال خویش میگریمفاضل نظری...

    ادامه مطلب
  • پاییز...

  • نیلوبلاگ

    یادش بخیر با پست هایی در باره پاییز نوشتم،تونستم دل تو رو بدست بیارم ......

    ادامه مطلب
  • قلب قدیمی ♥️

  • نیلوبلاگ

    من یک قلبِ قدیمیام از آنهاییکه سخت عاشق میشوند از آن ساختمانهای عجیبی که هرچه بیشتر میلرزند، محکمتر میشوند..! لیلا_کردبچه...

    ادامه مطلب
  • بتوانی

  • نیلوبلاگ

    کم سرمایه ای نیست داشتنِ آدم هایی که وقتی حالت را میپرسند بتوانی بگویی: " خوب نیستم " آلبرت هوبارد ...

    ادامه مطلب
  • بتوانی

  • نیلوبلاگ

    کم سرمایه ای نیست داشتنِ آدم هایی که وقتی حالت را میپرسند بتوانی بگویی: " خوب نیستم " آلبرت هوبارد ...

    ادامه مطلب
  • تو ایسنتا ر بزن

  • نیلوبلاگ

    سلام کجایی اومدی اینستا پیام بده...

    ادامه مطلب
  • دلیل نیومدنم

  • نیلوبلاگ

    بابام مریض بودهمون روز که قرار بود وبو عوض کنیممامان زنگ زد گفت حالش خوب نیسپا برهنه پریدم خیابابون اوژانس خبر کردمیک هفته بیمارستان بودعلت نبودنم این بودخواستم فقط بدونین که چرا نبودمحالش که بهتر شد مرخصش کردن یعنی خودش نموند خواست مرخص بشهبابت اون شب هم معذرت میخوام بی موقعه بود پیام دادنمراستی دو تا جریمه دارینیادتون که نرفته ...

    ادامه مطلب
  • اشتباه همیشگی

  • نیلوبلاگ

    بی قراری می کنم .بی صبرانه منتظر پیامت یا استوری ات هستم.فکر می کنم با دیدن هر کدام به آرامش می رسم.اما ...با دیدن پیامت یا استوری ات .هیجان زده می شوم .طپش قلبم بیشتر می شود.و من مثل همیشه اشتباه می کردم...پ . ن :منظور از اشتباه می کردم یعنی ، همیشه میگم این دفعه کل حرفای دلمو بهش می زنماما بازم با دیدنش زبونم بند میاد و این خصلت عاشق و معشوق است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • این چرخه ادامه دارد ...

  • نیلوبلاگ

    تصمیم می گیرم که پست جدید بزارم به محض اینکه وارد مدیریت وبلاگ می شوم هیچ چیزی به ذهنم نمیاد که در موردش بنویسماز مدیریت وبلاگ خارج می شوم کلاً از نت دوری می کنم ، ناگهان سیل موضوعات مختلف به ذهنم هجوم می آورد.به محض اینکه وارد مدیریت وبلاگ می شوم هیچ چیزی به ذهنم نمیاد که در موردش بنویسم...و این چرخه ادامه دارد ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هر کاری کردم نشد

  • نیلوبلاگ

    نشد  هر کاری کردم نشد  اصلا  کد های  قالب های که کپی میکردم  تو ویرایش  قالب نمیشد  کد قالب قبلی پاک  میکردم  جدید  رو  میزاشتم نمیشد  فردا هم سعی میکنم نشد  بیخیال میشم  همینطوری میمونه  همین  خودتون هم  اگه دلتون خواست کمک  کنین نه که هیچی  ...

    ادامه مطلب
  • هوراااا تولدم کیفم و اون مداد قرمز قولشو دادی

  • نیلوبلاگ

    خیلیییییییببببییییییی خوشحال شدممممم ممنونممممممممممممممممممم ...

    ادامه مطلب
  • گرد گیری وب ...

  • نیلوبلاگ

    خیلی وقته که اینجا پست نزدیم . گرد وخاک همه جا رو گرفته. این پست برای گرد گیری هست....

    ادامه مطلب
  • پست خداحافظی

  • نیلوبلاگ

    سلام پریاوقت بخیر ( چون نمی دونم این پست کی میخونی یا اصلا میخونی یانه )خودت میخواستی بری اما به بهونه اینکه توی پست موقت بهت گفته بودم « دوست مجازی » ازم دلخور شدی ، من چندین بار پست موقت رو خوندم ام...

    ادامه مطلب
  • تـــــــــــــــــــولـــــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــار ک پـــــــــــریــــــــــــ

  • نیلوبلاگ

    روز تــــــــولـــــــــــــــــد برای هر کسی دارای اهمیت خاصی است و این تاریخ نه فقط برای خود آن فرد بلکه برای تمامی کسانی که او را دوست دارند و به نوعی برای او اهمیت قائل هستند نیز مهم است و تبریک ب...

    ادامه مطلب
  • جادوی صدایت ...

  • نیلوبلاگ

    من که با جادوی صدای گرم و مهربانت ...من که با لحن گرم و شیرین ات ...من که آن صورت زیبا و جادوی نگاهت ...ودر آخر ...من که با آن قلب رئوف ات از خود بیخود شده ام ...تا کی باید در این حال باقی بمانم ...تا کی ...xa0...

    ادامه مطلب
  • لمس دستهایت...

  • نیلوبلاگ

    دستهایت را لمس نکرده ام اما مطمئنم آنها هم به گرمی صدایت هستند ......

    ادامه مطلب
  • تداخل مرز واقعی و مجازی

  • نیلوبلاگ

    هفت سال زمان کمی نیستهفت سال با هم بودندر همه حالدر دانشگاهدر دانشگاه محل کار تا دم در خونهدر مسافرتدر مطب دکتردر کتابخونهدر آموزشگاهدرمدرسهشب ها تا دیر وقتاز تک زدن هاهمه ی اینها بصورت مجازی بودهولی ...

    ادامه مطلب
  • عیدت مبارک

  • نیلوبلاگ

    سلام پریـــــــــــــــــــــاعید امروزت و عید فردات هر دو مبارکت باشه xa0...

    ادامه مطلب
  • داستان من وکوتوله ی چاق

  • نیلوبلاگ

    پست امشب اختصاص داره به یه داستانxa0 xa0یه قصهxa0 قصه ی کوتوله ی چاقxa0 آره درسته قصه ی کوتوله ی چاق،xa0 یه دوستی دارم که حدود هفت ساله با همیمxa0 همه جا با هم بودیم از سر کلاس درس گرفته تا پارک و مسافرت و ... به...

    ادامه مطلب
  • چگونگی بله گرفتن ...

  • نیلوبلاگ

    اگه میخاستم بله رو ازت بگیرم ، بهت می گفتم حاضری با من ازدواج کنی تاهر هفته با هم بریم خیابان مطهری ، سرچشمه ، پارک مطهری و با هم چای بخوریم با ی کیک یزدی که نصفش کنیم ...عروس خانم رضایت داری ؟ جواب تو چیه ؟Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب